Brigitte آنقدر از کاشت حلزون خود راضی است که اکنون یکی برای گوش دیگرش می‌خواهد. همیشه اینطور نبود.

Brigitte در حال مکالمه تلفنی با یکی از دوستانش در بالکن خانه خود است. آنتن در خانه ضعیف است و دوست او برای شنیدن صدای او مشکل دارد. اگرچه از همان کودکی Brigitte دچار کم شنوایی بوده است، اما چنین مشکلی ندارد. اگرچه بدون دستگاه شنوایی‌اش، چیزی نمی‌‌شنود. اما به لطف کاشت حلزون حتی استفاده از تلفن نیز برایش مسئله مهمی نیست.

انجام مکالمه تلفنی برای Brigitte که در اداره یک بیمارستان در وین کار می‌کند، یک آرزوی تقریبا دست نیافتنی بود! او اولین وسیله کمک شنوایی خود را در هشت سالگی دریافت کرد. اگرچه شنوایی او از هر دو گوش ضعیف بود، اما در آن زمان تنها یک سمعک دریافت کرد. او مدرسه را تمام کرد، با همسرش آشنا شد، ازدواج کرد، فرزندانش را به دنیا آورد و همه اینها با سمعک انجام شد. این در آغاز هزاره تغییر کرد.

اما نه زندگی من!

شنوایی Brigitte به تدریج به صورت پیشرونده کاهش یافت تا اینکه در حدود 40 سالگی عملا ناشنوا شد. خانواده و دوستانش کم‌شنوایی او را پذیرفتند، اما "فرقی نمی کرد موضوع چه باشد، اگر میخواستم تماس تلفنی برقرار کنم یا به پزشک مراجعه کنم، همواره به همسرم وابسته بودم." او هنوز هم از حمایت بی پایان همسرش سپاسگزار است اما احساس می‌کرد وابستگی به او حتی در زندگی روزمره "زندگی من نباید این باشد" مادر دو فرزند بود حالا دنبال گزینه‌های دیگری گشت. او زبان اشاره را از پسر بزرگسال خود یاد گرفت، کودکی که در دهه 1980 در دوره پیش دبستانی دچار کم شنوایی عمیق شده بود و یادگیری زبان اشاره را شروع كرده بود. چند سال بعد، هم Brigitte و هم همسرش زبان اشاره را یاد گرفتند. Brigitte با نگاه به گذشته بلند می‌خندد: "من به شدت با کاشت حلزون گوش مخالف بودم." با گذشت زمان‌، او دچار تردید شد: «افراد آشنا به زبان اشاره در دنیای مخصوص خودشان زندگی می‌کند؛ اما من و شوهرم عمدتا در دنیای شنوا زندگی می‌کردیم. "

مراجعه به پزشک یکی از چندین نقطه عطف بود. "من به کارمندان گفتم که نمی‌توانم بشنوم و از آنها خواستم هنگام صحبت با من روبروی من باشند. نه دستیار و نه دکتر موفق به این کار نشدند. "

بعد از بررسی‌های طولانی و دقیق، سرانجام بریژیت تصمیم به کاشت حلزون گرفت. در سال 2011، در سن 46 سالگی کاشت خود را انجام داد. موفقیت فراتر از انتظارات او بود. "بعد از دو ماه من همه چیز را به خوبی درک می‌کردم!" به نظر می‌رسید که او به آخرین حد از شنیداری مطلوب خود رسیده است.

کاشت ایمن، جراحی ایمن

کمی بعد از دریافت کاشت حلزون توسط Brigitte، تولید کننده دستگاه به دلیل خرابی‌های مکرر، فراخوانی برای محصول خود انجام داد. من این موضوع را در روزنامه خواندم و به شوهرم گفتم:" امیدوارم كه كاشت من از این دسته نباشد. " امیدهایش نقش بر آب شد و مجبور شد در فوریه 2012 جراحی دیگری انجام دهد. وی مجدداً به کاشت یک نسل قدیمی‌تر مجاب شد. یک سال بعد مشکلات جدیدی رخ داد: زخم شروع به ترشح کرد و سوراخ کوچکی روی محل کاشت ظاهر شد.

کلینیک گوش و حلق و بینی می‌خواست دوباره عمل کاشت مجدد انجام دهد، اما Brigitte هم به این کلینیک و هم به تولید کننده دستگاه اعتماد خود را از دست داده بود. "من داشتم به شدت گریه می‌کردم ". سپس او از بیمارستان دیگری مشورت گرفت. پزشک متخصص گوش و حلق و بینی نمیتوانست کار دیگری بجز برداشتن مجدد دستگاه انجام دهد. ظاهراً دستگاه به اندازه کافی در سرش محکم نشده بود. حرکات ریز ممکن است منجر به تحریکات پوستی شود. جراح حرفه‌ای وی پیشنهاد کرد که گوش راست Brigitte را کاشت حلزون انجام دهد، زیرا گوش سمت چپ برای بهبودی نیاز به زمان داشت. "اما بعد از تجربه قبلی من هنوز مردد بودم." با این حال، اکنون و در اواسط دهه پنجم زندگی، این زن فعال نمی‌خواست عدم استقلال را به واسطه ناشنوایی در دنیایی که همه شنوا هستند، برای همیشه بپذیرد. دو سال طول کشید تا Brigitte شهامت خود را برای یک کاشت مجدد به دست آورد. Wolfgang Gstöttner، جراح باتجربه در بیمارستان عمومی وین، سرانجام تصمیم گرفت که گوش چپ را به کاشت اختصاص دهد، زیرا در این مدت گوش چپ به خوبی بهبود یافته بود. "او به طور مفصل برایم توضیح داد که کاشت را با بخیه، پودر استخوان و چسب مخصوص محکم می‌کند." با توجه به استفاده از پین‌های ثابت، کاشت مجدد Brigitte اکنون چهار برابر قبل در برابر حرکت مقاوم است. از آن زمان به بعد، Brigitte کاملاً خوب و بدون دردسر صداها را می‌شنود.

چیزی که واقعاً مهم هست

Brigitte با اشتیاق به یاد می‌آورد: "شما نمی‌توانید تصور کنید که چقدر خوشحال شدم وقتی که برای اولین بار صدای میومیو کردن گربه خود رابا کاشت حلزون جدیدم می‌شنیدم". "و شنیدن آواز پرندگان در باغ". او با لبخندی شیطنت آمیز ادامه می‌دهد: "من حتی می‌شنوم که شوهرم پشت سرم غرولند می‌کند." شنیدن با کاشت حلزون مانند شنوایی طبیعی نیست، چیزی مانند دیدن از پشت عینک؛ همه چیز کاملاً یکسان نیست. Brigitte از چالش ها آگاه است: مکالمه از طریق تلفن نیاز به تمرکز دارد، شنیدن دیالوگهای تلویزیونی گاهی اوقات دشوار است خصوصا وقتی که صدای پس زمینه وجود دارد. اما: "من حتی دوباره به تئاتر و اپرا می‌روم."

برای Brigitte، پشتیبانی فنی خوب برای موفقیت شنوایی طولانی مدت به اندازه خود عمل جراحی و پروتز مهم است. . او هنوز هم از دو کاشت اول خود ناراحت است. "آن تولید کننده در مواقعی که من بیشتر از همیشه احتیاج داشتم هیچ پشتیبانی را ارائه نداد." او در ادامه خدمات MED-EL و تعهد مهندسان کلینک را میستاید. "در روز اول قرنطینه Covid-19 من چیزی را در پردزشگر خود خراب کردم." او با تلفن خدمات شرکت تماس گرفت و انها به او گفتند که کمی صبر کند. "من پردازنده خود را از طریق پنجره‌ای به آن‌ها تحویل دادم و پنج دقیقه بعد آن‌ها پردازنده تعمیر شده را به من تحویل دادند."

"من فقط می‌توانم به همه کسانی که نیاز به کاشت حلزون دارند توصیه کنم که بروند و یکی از آنها را تهیه کنند." Brigitte اکنون منتظر ویزیت پزشک برای کاشت طرف دوم خود است. او متقاعد شده است که : "زندگی با دو گوش راحت‌تر است". "این بار من بلافاصله برای MED-EL می‌روم!" انتخاب وسیله ارتباطی تصمیم فردی هر شخص است. Brigitte می‌گوید "به طور خاص در مورد کودکان مهم است که همه گزینه ها را فعال نگه دارید. باید به کودکان فرصت شنیدن داده شود، زیرا دنیای ما عمدتا از افراد با توانایی شنیداری شکل گرفته است"